مؤلف مجهول

84

تاريخ سيستان

كند خواهيد بگذاريد خواهيد بكشيد ، پس سومان رومان المرادى [ 1 ] با جماعت صحابه او را بكشت ، پس جبير [ 2 ] بن مطعم بعد از سه روز او را بشست و كفن كرد شب شنبه اثنى عشرة بقيت من ذى الحجه ، و خلافت او دوازده سال بود كم از دوازده روز . پس خلافت پس از وى على بن ابى طالب را بود رضى الله عنه . ( خلافت امير المؤمنين على بن ابى طالب كرم الله وجهه ) و او على بن ابى طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى بن كلاب بن مرة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن النضر بن كنانة بن خزيمه بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان ، ابو الحسن الهاشمى ، پس چون خبر عثمان نزديك عبد الرحمن رسيد بسيستان بر ياران اشارت [ 3 ] كرد ، يكى از ايشان مهلَّب ابى صفره بود ، گفتند ناچار نزديك عبد الله بن عامر بايد شد و پس عبد الرحمن ، امير بن الاحمر اليشكرى [ 4 ] را بسيستان خليفت كرد و خود برفت و نزديك عبد الله بن عامر شد ، چون او برفت مردمان بند امير [ 5 ] نهادند كه خليفت عبد الرحمن بود ، چون عبد الرحمن ببصره رسيد حرب جمل همى كردند و على بد آن مشغول بود ، چون عبد الرحمن چنان ديد نهان شد تا على از آن حرب فارغ شد ، پس عبد الرحمن با مالى كه با خويشتن داشت بشام شد نزديك معويه و معويه را هديها بسيار داد و آنجا بماند .

--> [ 1 ] درين اسامى تصحيف و تحريفى است زيرا بقول ابن اثير از قتلهء عثمان قنيره و سودان بن حمران و غافقى و بقولى كنانة بن بشر التجيبى بود - ( ج 3 ص 69 ) و مسعودى در مروج الذهب اين سودان بن حمران را مرادى ميشمارد ( ج 1 ص 307 ) و چون در متن اين كتاب هم قاتل را مرادى دانسته تصور مىشود كه سومان رومان مصحف « سودان حمران » باشد . رومان بن سرخان هم ديده شد و شايد هم اصل : ( سودان و رومان ) بوده است . [ 2 ] اصل : حيو . [ 3 ] يعنى : مشورت . [ 4 ] كامل و بلاذرى : امير بن احمر ، بدون الف و لام ( ص 402 ) . [ 5 ] كذا . . . و شايد « بند بر امير نهادند » - در كامل مينويسد كه مردمان امير بن احمر را بيرون كردند ( ج 3 ص 50 ) بلاذرى : ثم ان اهل زرنج اخرجوا اميرا و اغلقوها ( 402 ) .